العلامة المجلسي

19

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

كرد كه صفات كماليّه ، موجود زايد بر ذات و قائم به ذات نيستند ، و علّتى سواى ذات اقدس ندارد ، و هرگز ذات مقدس از اين صفات خالى نيست ، و تعدّدى در ذات و صفات حقيقيه نيست كه موجودات متعدّدهء در ازل ، اثبات كنيم ، و اتصاف ذات به اين صفات ، شبيه اتّصاف ممكنات نيست . و تفكّر در زياده از اين ، به تفكّر در ذات بر مىگردد ، و نهى از آن در اخبار وارد شده است ، و عقل از فهم آن كما ينبغى قاصر است . دوّم : آن كه اراده آيا از صفات ذات است يا از صفات فعل ؟ بدان كه اكثر حكما و متكلمين را اعتقاد آن است كه اراده ، از جمله صفات ذات است و قديم است ، و از ذات مقدّس منفك نمىشود ، بلكه عين ذات مقدس است ، بنابر قول به عينيّت صفات . و احاديث « 6 » بسيار دلالت مىكند بر آن كه اراده از صفات فعل است و حادث است ، بلكه عين ايجاد و احداث است و در حق تعالى به غير ايجاد معنى نيست كه مسمّى به اراده باشد . و تحقيقش آن است كه چون در ما ، پيش از آن كه فعل اختيارى صادر شود ، چند چيز حاصل مىشود . اوّل : تصوّر آن فعل و تفكّر در آن ، پس اعتقاد حصول نفع در آن ، پس منبعث شدن شوق از نفس بسوى آن ، پس تأكّد عزم در آن تا به حدّ اجماع رسد كه آن اراده است و از آن ، فعل حاصل شود ، و اينها همه در ما ، متوسط است ميان ما و فعل ، و در جناب حق تعالى به غير علم به آن ، و علم به آن كه آن مقرون مصلحت است كه قديم است ، و ايجاد فعل كه حادث است امر ديگر نيست . پس حكما و متكلمان ، علم به خير و نفع و اصلح بودن را ، اراده ناميده‌اند ، و آن داخل علم خدا است و قديم است ، لهذا از صفات ذات شمرده‌اند . و در عرف احاديث و محدّثان اهل شرع ، « ايجاد » را اراده مىنامند ، و آن

--> ( 6 ) . اصول كافى 1 / 109 .